سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
قصر شیــرین

   1   2      >

8/11/90
12:3 صبح

چه غریبانه

بدست مهتاب طباطبایی در دسته بیت الشهدا

بسم الله الرحمن الرحیم


تشییع غریبانه پیکر شهیــد مریم فرهانیان




ریز نوشت:


وصیتنامه شهید مریم فرهانیان


روز بسیج خواهران، روز شهادت مریم فرهانیان


از زندگی شهید مریم فرهانیان


7/11/90
11:28 عصر

من فردا اگر قسمتم باشد

بدست مهتاب طباطبایی در دسته کوتاه نوشت

بسم الله الرحمن الرحیم


من


فردا


اگر


قسمتم


باشد




23/10/90
5:40 عصر

بد یا بی حجاب؟

بدست مهتاب طباطبایی در دسته حجاب و مبارزه با بدحجابی

بسم الله الرحمن الرحیم


در تمام دنیا ملت یا بی حجابند یا با حجاب! فقط در ایران است که ملت بد حجابند....


این جمله را جایی خواندم. به نظر می رسد عبارت بدحجاب سرپوشی بیش نیست. زیرا بانوان مسلمان را بی حجاب خواندن کمی سخت است و مخصوصا زمانی که امید داشته باشی این رذیله در فرد اصلاح بشود. وگرنه قصه همین است که بدحجابی همان بی حجابی است....


قال الامام علی - علیه السّلام - : یَظْهَرُ فی آخَرِ الزّمانِ و اقْتِرابِ السّاعَةِ - وَ هُوَ شرّ الازمِنَةِ - نِسْوَةٌ کاشِفاتٌ، عاریاتٌ مُتَبَرِّجاتُ ... .
امام علی - علیه السّلام - فرمودند:
در آخر الزمان و نزدیکی های قیامت - که بدترین زمانها خواهد بود - زنان حجابهای خود را برخواهند داشت و بدنهایشان را به نامحرمان نشان خواهند داد و سرهای خود را زینت نموده در معرض دید نامحرمان قرار می دهند، اینها از دین خارج شده و در انواع فتنه ها داخل خواهند شد، به شهوات تمایل دارند و به سمت لذت های زود گذر شتاب می کنند، حرام های الهی را حلال خواهند شمرد و آنها جایگاه ابدیشان جهنم است. «من لا یحضره الفقیه، ج 3، ص 390»




22/10/90
11:9 عصر

حجاب و ترور

بدست مهتاب طباطبایی در دسته دست نوشت های شخصی

بسم الله الرحمن الرحیم


امروز بعد از ظهر در خیابان پیرمردی از کنارم رد شد و به من گفت تروریست.!!!!! همانقدر که از شنیدن این حرفش تعجب کردم همانقدر هم خنده ام گرفته بود. گمانم تازه از سفر خارج برگشته بود و جوگیرِ دیارِ کفر بود. هیچ عکس العملی نشان ندادم و خیلی آرام انگار که نشنیده باشم از کنارش رد شدم. دفعه اولی نیست که به خاطر حجابم در کوچه و خیابان توهین می شنوم. تا به حال چندین بار در جاهای مختلف پیش آمده که پیرمردی از کنارم رد شده و پشت سرم آب دهان انداخته و رفته و یا دیگری ایستاده و نگاه تحقیرآمیزش را بدرقه راهم کرده و یا زنی مسن را به خاطر دارم که زبان به ناسزا گشود.....و همه اینها فقط و فقط به خاطر حجابم بوده است. و هر بار یاد محمدِ امین(صلی الله علیه واله) میفتم که پس از آشکار کردن رسالتش، با وجود شأن بالایی که داشت در کوچه و خیابان به او سنگ می زدند، توهین می کردند و خاکروبه و .... بر سر مبارکش می ریختند... یا رسول الله در پیشگاهِ الله، شفاعتمان کن که از ما هم بپذیرد....




پی نوشت:


-شنیده اید که دین داری در آخرالزمان سخت است. درباره ی حفظ حجاب و رویارویی و ایستادگی در مقابل سختی هایش خواهم نوشت....


-اکثر توهین هایی که در کوچه و خیابان (در مغازه ها و فروشگاه ها و دانشگاه و غیره بماند) به دلیل حجابم به من شده است، از طرف افرادی در سنین بالا بوده است. شاید به این دلیل است که عقاید در سنین بالا تثبیت می شوند و فرد به دلیل تجربه زیاد، اولا سطح اعتقادی طرف مقابلش را از روی نحوه ی پوشش او کامل و سریع تشخیص می دهد و دوما در سنین بالا فرد، جرأت بیشتری دارد برای توهین کردن در مکان عمومی، مخصوصا که طرف مقابل از نظر سنی خیلی کوچکتر هم باشد.


14/10/90
11:48 عصر

خواسته های دخترانه به زبان دیگر

بدست مهتاب طباطبایی در دسته سبک زندگی

بسم الله الرحمن الرحیم


اگر من پسر بودم، وقتی که می‌خواستم از دری وارد یا خارج بشوم، حتما چند مرتبه با صدای بلند یا الله می‌گفتم تا احیانا اگر زن نامحرمی در آن مکان است بداند که باید برای ورود من حجاب کند و همچنین زنانی که محجبه هستند با شنیدن یا الله من، از ورود نامحرم با خبر شوند و حجاب کنند.


اگر من پسر بودم، چشمم را به نامحرم نمی‌دوختم و در عین حال با خانم‌های محجبه به دلیل حفظ حجابشان برخورد مؤدبانه و تحسین‌آمیز داشتم و با خانم‌هایی که حجاب ندارند، مؤدبانه اما طوری رفتار می‌کردم که متوجه شوند بدحجابی‌شان اشکال دارد و در برخورد با من لااقل باید حجاب شرعی خود را حفظ کنند.


اگر من پسر بودم، همیشه خانم‌ها را بر خودم مقدم می‌داشتم به این معنی که اگر مثلا در داروخانه یا مطب منتظر نشسته باشم و همه صندلی‌ها پر شده باشد و خانمی ایستاده منتظر باشد، جایم را به او می‌دادم و من منتظر می‌ایستادم.


اگر من پسر بودم، همیشه با زبان خوب و نرم‌گویی در هر کجا که بودم؛ چه در کلاس درس و چه در کوچه و خیابان، همیشه از حق و حق‌دار دفاع می‌کردم مخصوصا اگر آن صاحب حق، خانمی باشد.


اگر من پسر بودم، همیشه دقت می‌کردم که کاری کنم و رفتاری داشته باشم که نه تنها مادرم دلتنگی یا نگرانی از من نداشته باشد، بلکه مایه‌ رضایت و خشنودی او می‌شدم.


اگر من پسر بودم، هر گاه پدرم مرا سین‌جیم می‌کرد که کجا بودی و چه خبر و …،  مودبانه و موقرانه جواب سوالاتش را با لبخند و احترام می‌دادم و نمی‌گذاشتم نگرانی درباره من، گرهی به ابرویش بیندازد.


اگر من پسر بودم، شده با دادن یک هدیه کوچک یا با هم‌صحبتی و شنیدن حرف‌های خواهرم، همیشه و هر روز به او محبت می‌کردم و وظیفه‌ برادری‌ام را هرگز از یاد نمی‌بردم.


اگر من پسر بودم، زمانی که مهمان داشتیم مسئولیت چیدن سفره قبل از غذا و جمع کردن آن پس از غذا را همیشه خودم به عهده می‌گرفتم تا خانم‌ها به کارهای آشپزی و آشپزخانه برسند و جلوی نامحرمان برای چیدن میز یا سفره به زحمت نیفتند.


اگر من پسر بودم، در انجام کارهای خانه شرکت می‌کردم؛ مخصوصا زمانی که کارهای زیادی برای انجام دادن وجود دارد.


اگر من پسر بودم، وقتی مهمان به خانه‌مان می‌آمد پذیرایی کردن اعم از چای و میوه و شیرینی از آقایان را خودم انجام می‌دادم؛ حتی اگر خانم‌ها و آقایان همه در پذیرایی نشسته باشند و اصلا نمی‌پسندیدم که این کار را مادر و یا خواهرم انجام بدهند.


اگر من پسر بودم، هر چند وقت یک بار برای مادرم چند شاخه گل می‌گرفتم و یک شاخه گل را هم به خواهرم هدیه می‌کردم.


اگر من پسر بودم، رسم مروت و جوانمردی را می‌آموختم و در زندگی با منش و روش جوانمردی و آزادگی می‌زیستم.



پی نوشت:


_ این مطلب در چارقد


13/10/90
10:11 عصر

شخصیت صفر و یک(همان دیوانه)

بدست مهتاب طباطبایی در دسته کوتاه نوشت

بسم الله الرحمن الرحیم


شخصیت صفر و یک. هیچ فی ما بینی ندارد آنکه، فقط برای رضای الله زندگی می کند. سیاه و سفید است از نظر چشمها آنکه، فقط حلال و حرام را می بیند. خشک و قانون مند و غیرمنعطف است آنکه، در چارچوب قوانین الله گام بر می دارد. آری....این است داستان. والسلام


1/10/90
6:10 عصر

مصاحبه تلویزیونی در برنامه خانم ایکس!

بدست مهتاب طباطبایی در دسته دست نوشت های اجتماعی، صدا و سیما

بسم الله الرحمن الرحیم


می گویند شاید در رابطه با فلان فعالیت فرهنگی خانم الف.نون، مجری صدا و سیما بخواهد از ما در برنامه اش دعوت بکند! آخر وقتی من حرکات و رفتار و طرز برخورد و نحوه گفتار این خانم را قبول ندارم و اشکال شرعی به آن وارد است؛ همین قبول مصاحبه و حضور در آن برنامه کاری ضد فرهنگ و ضد دین است.... ای کاش شبکه قرآن هم در این راستا گامی بر میداشت....


21/9/90
11:40 عصر

تا ثریا، عقده ی اهل سینما و تلویزیون به دیانت مردم ایران

بدست مهتاب طباطبایی در دسته دشت نوشت های اجتماعی، صدا و سیما، سریال تا ثریا، سریال ساعت شنی

بسم الله الرحمن الرحیم


قسمت اول سریال تا ثریا به کارگردانی سیروس مقدم امشب از سیمای جمهوری اسلامی پخش شد. آزیتا حاجیان در نقش ث ریا زنی بود که با پوشش چادر مشکی رویش را محکم گرفته بود طوری که فقط قسمتی از چشمانش و بینی اش مشخص بود. با کلید وارد خانه ی همکارش شد و از پله ها بالا رفت، خودش را در آیینه نگاه کرد و مستقیم وارد اتاق خواب آن مرد همکارش شد و بعد صحنه پرید و رسید به اینجا که توی حیاط با همکارش ایستاده و دارد چادرش را سر می کند و مرد همکارش مبلغی را در پاکت به او داد و خدافظی کردند. بعد راه به راه با همان حال وارد مکانی شد که سردرش پرچم مشکی با نام 5 تا آل عبا، نصب شده بود (لا اله الا الله...)و  دوربین روی پرچم مکث کرد و  آنجا مجلس زنانه تلاوت قرآن بود که همه محجبه و چادری بودند و یک خانم هم داشت آیات جزء 1 که درباره فریب خوردن آدم و حوا به وسوسه شیطان بود را تلاوت می کرد با صوت ترتیل و جالب هم چهره زن نشان داده شد و هم صدایش پخش شد.


در بیمارستان دو زن که پول پرداخت هزینه ی بیمارستان را نداشنند هر دو چادری بودند که یکی دخترش خودکشی کرده بود و پس از آنکه از مرگ نجات پیدا کرد با مادرش بدون پرداخت هزینه از بیمارستان گریحتند. این زن (ثریا) در تمام سکانس های سریال با چادر مشکی طوری که رویش را کادر می کرد نشان داده می شد. شب همکارش به خانه اش تلفن کرد و او اعتراض می کرد که چرا به خانه زنگ زدی بچه ها خانه هستند و دخترش که وارد شد گفت آقا اشتباه گرفته ای و فوری قطع کرد. فردا باز با همکارش در مورد همان رابطه چند کلمه ای در محل کار صحبت کردند و ادامه اش به بعد موکول شد. از محل کارش بیرون آمد با همان چادر مشکی. رویش را سفت گرفت. یک مرد میانه سال با چهره ای موجه با چشم و لبخندی مرموز او را دنبال می کرد. و بعد دوربین کلوز آپ تسبیح دست مرد را نشان داد که اتفاقا داشت دانه های تسبیح را جابه جا میکرد. و بعد ثریا دوباره وارد همان خانه و همان اتاق خواب شد و روی میز اتاق خواب شیشه مشروب به نمایش گذاشته شد و ثریا که با لبخند با کسی صحبت می کرد....و این قسمت به پایان رسید.


کلوز آپ دوریین روی............>> چادری که فقط بینی زن از بیرون آن قابل دیدن است............تسبیح دست مردی موجه و میان سال.........پرچم مشکی مزین به نام پنج تن آل عبا..............مجلس قرآن و ترتیل خوانی یک زن محجبه چادری...............


این ها آنقدر از حجاب زنان ایرانی زخم خورده اند و در دل و گلویشان قدرت حجاب و اسلام عقده شده که خودشان را به هر دری می کوبند که به اجرای ایده رضاخان قلدر کمک کنند و آن کشاندن زنان به بی حجابی و فساد است. با پخش چنین صحنه هایی می خواهند برسانند که زن های محجبه و چادری ایران چنین شخصیتی دارند؟ حاشا و کلا و نفرین بر این جماعت...


و اما بعد جناب آقای ضرغامی، و جناب آقای مدیر شبکه یک سیمای جمهوری اسلامی که با خون شهدا و جوانان این سرزمین، ایرانتان سرپا مانده است، جواب ما را بدهید....این آقای کارگردان آن جنابان بازیگران به دین و مسلک ما معتقد که نیستند هیچ احترامی هم برای عقاید دیگران قائل نیستند و یحتمل لادین و مسلکند که اینچنین برنامه ریزی کرده اند؛ ولی شما باید پاسخگو باشید.....به چه مجوزی و با چه جراتی چنین صحنه هایی باید از سیمای جمهوری اسلامی پخش شود؟ سریالی که هر چقدر هم بخواهید برایش توجیهه بیاورید که این و آن نکته مثبت را دارد در این برجسته سازی ها آنقدر درجه تخریبش بالا بود و آنقدر به ارزش هایی که ما و اولیای ما برایش خون داده ایم، توهین کرد که هیچ جای توجیهی برایتان نگذاشته است...


تا ثریا بدتر از سریال ساعت شنی است...... ساعت شنی آنقدر افتضاح بود که جلوی پخشش گرفته شد و تا ثریا در همان قسمت اول زهرش را ریخت تا اگر راهش بسته شد حرفش را زده باشد.......


با وجود چنین هنرمندان شیطان صفتی دیگر نیازی به ساختن فیلم هایی چون بدون دخترم هرگز نیست...بگویید آمریکا و دوستانش دیگر هزینه نکنند ما خودمان سر خود را میبریم...


بعد التحریر:


صبح تا حالا دارم به صحنه های فیلم فکر میکنم. بالفرض که مرد همکار ثریا در خانه مریضی دارد که ثریا به آن خانه می رود و از آن بیمار که در اتاق خواب بستری است، پرستاری می کند. و آن ظرف کذاییِ کذایی رنگ هم گلدان قهوه ای رنگی باشد.....ولی باز هم آنچه با دیدن قسمت اول این سریال در ذهن مخاطب تداعی می شود همان است که در بالا ذکر شد. و اما بعد احتمالا این سریال هم روی آنتن آی فیلم خواهد رفت، اینطور نیست؟


بعد التحریر2:


امشب قسمت دوم سریال پخش شد. همانطور که حدس زده بودم ثریا برای پرستاری از یک بیمار به آن خانه می رفت و آن شیشه ی محو شده در آخرین سکانس قسمت اول گلدانی بود که امشب واضح نشان داده شد. سریال حالت عادی و روتین خود را با یک داستان معمولی در پیش گرفت. آنچه در ذهن ماند همان صحنه های بلد شده ی قسمت اول بود و من دیگر شوق و رغبتی برای دیدن ادامه ی آن ندارم زیرا: اولا مقدسات عده ی کثیری را به بازی گرفت برای جذب مخاطب و برای توهین ظریف و بد جلوه دادن نقش  زن های محجبه در ذهن مخاطب و دوما فریب افکار عمومی برای باز هم جذب مخاطب و باز هم فرهنگ سازی ظریف برای کنار گذاشتن حجاب به دلیل آنکه مخاطب خیلی ظریف در فیلم آموزش داده می شود که زن هایی حجاب چادر دارند که بی سوادند یا فقیر و مستحقند و هزار و یک بدبختی دارند. و اگر جز این بود یک زن محجبه چادری تحصیلکرده فهمیده کاردان هم در کنار نقش ثریا در فیلم پررنگ به تصویر کشیده می شد حال آنکه چنین چیزی در سریال وجود خارجی ندارد.


13/9/90
1:47 عصر

ابالفضل العباس

بدست مهتاب طباطبایی در دسته

بسم الله الرحمن الرحیم




امیر هاشمی من، فدای تو همه جان ها


الا ای ساقی ماهم، فدایت کل انسان ها


 




 




6/9/90
10:28 عصر

اینجا کربلاست

بدست مهتاب طباطبایی در دسته حسیــن علیه السلام

بسم الله الرحمن الرحیم


 



   1   2      >